سراب تفاهم در امتداد دیپلماسی التماسی
مصاحبه تلویزیونی رئیسجمهور قرار بود روایتی از واقعیتهای ملموس کشور باشد؛ از چالشهای انرژی و نوسانات ارزی گرفته تا مسئله معیشت مردم. اما ماشین سانسور و تحریف جریان رسانهای اصلاحطلب، تمام ابعاد این گفتوگو را ذبح کرد تا تنها یک پیام مخابره کند؛ «تفاهم بر هر قیمتی!»
روزنامه زنجیرهای اصلاحطلب «اعتماد»، در شرایطی برای خط بازگشت به توافق، معماری رسانهای میکند که جنازه آن تفاهم مدتهاست در سردخانه کاخ سفید است. ترامپ قمارباز اردیبهشت ماه1405 با ادبیات تحقیرآمیز همیشگیاش، پیشنهادات ایران را «آشغال» نامید، کارولین لیویت سخنگوی کاخ سفید طرح ایران را روانه سطل زباله کرد و مقامات آمریکایی رسماً پایان تفاهمنامه را کلید زدند. از این رو آمریکاییها نه در ساختار حقوقی و نه در سیاستهای اعمالی، کوچکترین اعتنایی به تعهدات خود نداشته و ندارند و از فرآیند مذاکره تنها به عنوان «تنفس مصنوعی» برای تعدیل قیمت جهانی نفت و تجدید قوا بهره
میبرند.
با این حال، روزنامه متعلق به رئیس شورای اطلاعرسانی دولت و همپیمانانش با تیترهایی نظیر «بازگشت به تفاهم»، پیام «ضعف و عطش» را به خارج مخابره میکنند. ترامپ برای بازکردن قفل تنگه هرمز، شدیداً محتاج توافق است اما دست بالا را میگیرد؛ در مقابل، رسانههای مدعی اصلاحات چنان برای تسلیم شدن خود را با اشتیاق نشان میدهندکه پیشپیش قدرت چانهزنی و دیکتهکردن مطالبات مشروع ملت پیروز ایران را سلب میکنند.
این رفتار رسانهای، دیگر یک سادهلوحی دیپلماتیک نیست؛ نوعی «خودتحقیری سازمانیافته» است. وقتی دشمن توافق را لگدمال میکند و به آن مینازد، تیتر ساختن از «تفاهم» در امتداد همان خطای محاسباتی بزرگی است که کشور را سالها معطل سراب غرب نگه داشت. دیپلماسی، میدان اقتدار است؛ نه استودیوی ضبط پیامهای ضعف و وادادگی.